عایشه و امیر مومنان ع (۲)

توسط: موسوی

و از مسروق روایت شده که گفت: نزد عایشه نشستم و با به من مشغول گفتگو شد، در این میان غلام سیاه‌چرده‌اش را که «عبد الرحمن» نام داشت فراخواند. به محض رسیدن غلام، عایشه از من پرسید: ای مسروق! آیا می‌دانی چرا نام او را عبد الرحمن گذاشتم؟ گفتم: خیر. گفت: بخاطر علاقه‌ام به عبد الرحمن بن ملجم!

وروی عن مسروق أنه قال : دخلت على عائشة فجلست إلیها فحدثنی واستدعت غلاما لها أسود یقال له : عبد الرحمن حتى وقف ، فقالت : یا مسروق أتدری لم سمیته عبد الرحمن فقلت : لا فقالت : حبا منی لعبد الرحمن بن ملجم .

سید مرتضی ره (م ۴۳۶ هـ)، الشافی