نسیء

توسط: موسوی

و عرب در روزگار جهالت آن ده روز و بیست و یک ساعت و کسری که میان سال هلالی و سال عالم است جمله کردندی و آن ماه را «نسئ» خواندندی، ولیکن ایشان چنین پنداشتند که آن فضله ده روز و بیست ساعت بیش نیست.
و آن قوم که آن حساب نگاه داشتندی ایشان را «نسأة» خواندندی و «قلامس» خواندندی واحدها «قَلَمَّس». و اول کسی که نسئ نهاد حذیفة بن عبد [بن] فقیم بن عدی بن عامر بود که پیش از اسلام به قرب دویست سال از جهودان یثرب این حساب گرفته بود.
و در ملت جهودان چنین بوده است که ایشان را در توریة فرمان بود تا سال و ماه‌هاء اجتماعی نگاه داشتندی «سال طبیعی» فوت می‌شد، پس هر سه سالی یک ماه کبیسه کردندی و آن سال سیزده ماه بودی و آن سال را «عِبّور» خواندندی و این لفظ در لغت عبری آبستن بود یعنی که بار زیادی دارد در شکم. و در هر نوزده سالی هفت ماه کبیسه کردندی و در هر بیست و چهار سالی نه ماه کبیسه کردندی.
و چون حذیفه از جهودان یثرب این حساب بدید -و عرب حاجت‌مند بودند به آنکه حج ایشان در وقتی باشد که سخت گرم نباشد و هوا خوش بود و حرکت آسان‌تر بود- حذیفه ایشان را این حساب بنهاد و هر سه سالی در یک سال دو محرم بیامدی – و ایشان در ماه محرم حرب نکردندی – پس حذیفه این سال سیّم در موسم حج خطبه کردی و در خطبه چنین گفتی: «حللت لکم المحرم»؛ یعنی که محرم را حلال کردم. پس از آن دو محرم، اول حلال بودی و دوم حرام و هر سه سالی یک ماه دوباره بازآوردی و آن سال که دو محرم بودی در یکی حج کردندی و دیگر دور، دو صفر بودی و در یکی حج کردندی و سه دیگر [دور] دو ربیع الاول بودی و در یک حج کردندی تا آنگاه که دور تمام شدی و حج به ذوالحجه بازآمدی و ابتدای سال به محرم بازآمدی.

حسن بن علی قطان مروزی (م ۵۴۸ ق)، گیهان شناخت