تقیه از خودمانی

توسط: موسوی

سال‌هاى اقامتم در حوزه علمیه قم که افتخار شرکت در محضر درس پر فیض مرحوم آیت‏ الله آقاى بروجردى (اعلى‏ الله مقامه) را داشتم، یک روز در ضمن درس فقه حدیثى به میان آمد به این مضمون که از حضرت صادق علیه السلام سؤالى کرده‌اند و ایشان جوابى داده‌اند. شخصى به آن حضرت می‌گوید: قبلًا همین مسئله از پدر شما امام باقر علیه السلام سؤال شده، ایشان طور دیگر جواب داده‌اند، کدامیک درست است؟
حضرت صادق علیه السلام در جواب فرمود: آنچه پدرم گفته درست است. بعد اضافه کردند:

انَّ الشّیعَةَ اتَوْا ابى مُسْتَرْشِدینَ فَافْتاهُمْ بِمُرِّ الْحَقِّ وَ اتَوْنى شُکّاکاً فَافْتَیْتُهُمْ بِالتَّقِیَّةِ.

یعنى شیعیان، آن وقت که سراغ پدرم می‌آمدند با خلوص نیت می‌آمدند و قصدشان‏ این بود که ببینند حقیقت چیست و بروند عمل کنند، او هم عین حقیقت را به آن‌ها می‌گفت. ولى این‌ها که می‌آیند از من سؤال می‌کنند قصدشان هدایت یافتن و عمل نیست، می‌خواهند ببینند از من چه می‌شنوند و بسا هست که هرچه از من می‌شنوند به این طرف و آن طرف بازگو می‌کنند و فتنه بپا می‌کنند. من ناچارم که با تقیّه به آن‌ها جواب بدهم.
چون این حدیث متضمن تقیّه از خود شیعه بود نه از مخالفین شیعه، فرصتى به دست آن مرحوم داد که درد دل خودشان را بگویند. گفتند: «تعجب ندارد، تقیّه از خودمانى مهمتر و بالاتر است. من خودم در اول مرجعیت عامّه گمان می‌کردم از من استنباط است و از مردم عمل، هرچه من فتوا بدهم مردم عمل می‌کنند. ولى در جریان بعضى فتواها که برخلاف ذوق و سلیقه عوام بود، دیدم مطلب این طور نیست.»

شهید مطهری، مشکل اساسی در سازمان روحانیت