گم‌و‌گور

توسط: موسوی

دوستی داشتم به نام شهریار که وقتی از خانه بیرون می‌رفت، زنش برای اینکه مطمئن باشد شوهرش به خانه بر می‌گردد، آدرس را می‌نوشت و توی جیبش می‌گذاشت تا اگر گم‌وگور شد، کسی او را پیدا کند و بیاورد خانه. میلیون‌ها آدم توی دنیا هستند که دوست دارند گم‌وگور شوند و میلیون‌ها آدم هستند که می‌ترسند گم‌وگور شوند.

احمد غلامی، جیرجیرک