اعاود السّکر لیعاودنى الغنى

توسط: موسوی

یکى از جمله خلفا شاعرى را گفت: ما تصنع بشرب الخمر؟ چه خواهى کردن خمر را که اوّلش تلخ است و آخرش خمار؟
گفت: چنین است، و لکن بینهما حالة لا یساویها ملکک، در آن میانه حالتى هست که با ملک تو برابر نکنم.
گفت: توبه بکن تا تو را فلان اقطاع بدهم.
گفت: چون مست شوم ملک من از ملک تو بیش باشد.
گفت: باز چون هشیار شوى نه همان گداى باشى؟
گفت: اعاود السّکر لیعاودنى الغنى، با سر مستى شوم تا توانگرى با من آید.

ابوالفتوح رازی (درگذشته ابتدای قرن ششم)، روض الجنان و روح الجنان فى تفسیر القرآن