اخلاق و زندگی دور از قیدوبند ما

توسط: موسوی

تاخیر ناشایست ازدواج، فحشا را توسعه داده و ملیون‌ها مردم را در تماس‌های محرک شهوت شهرهای جدید به هم آمیخته است. کثرت جمعیت سبب شده است کسی از شهره شدن به بدنامی نترسد. انقلاب صنعتی موجب آزادی زنان و صنعتی شدن آنان گردیده است و این امر با روابط پیش از ازدواج و نتایج فرعی آن توام شده است. در نتیجه نفوذ اخلاقی خانواده‌ها سست شده و خشکی تقوای زاهدان به عیش و نوش و بی بندوباری رندان بدل گشته است.
روزهای آخر هفته که برای استراحت و عبادت بود، به ایام عیش و لذایذ دنیوی نامحدود بدل گشت و این خود نشانه‌ی بارزی بر تغییر اخلاق و زندگی دور از قیدوبند ما تواند بود. هنگام تنگدستی تقوا آسان است و اگر پیروی از هوا و هوس به قیمت گران تمام شود می‌توان آن را ترک کرد. اما اگر جیب‌ها از پول مالامال باشد و انسان بتواند خود را از دیدگان همسایگان بپوشاند می‌تواند با تماشای خوبرویان زنگ غم را از دل بزداید و حتی به دل بدگمان خود نیز نیروی خود را نشان دهد. علمای اخلاق بیهوده از تن‌آسایی و تفنن طلبی امروز ما می‌نالند زیرا این گونه دواعی همیشه در ما بوده است و امروز فقط فرصت ظهور آن‌ها به دست آماده است.
شاید این تجدید عهد لذات، بیشتر از آنچه ما مى‌پنداریم با حملات ضد دینى عهد داروین، مربوط باشد . اگر مردان و زنان سرمست از ثروت، دین را مخالف لذت‌رانى خود بیابند هزاران دلیل علمى بر ضد آن مى‌آورند . سخت‌گیرى خشک مردم دوره‌ی پیش و سرزنش آنان از شهوات، این عکس العمل را تولید کرده است که ادبیات و روانشناسى روزگار ما شهوت را با زندگى یکى بدانند . فقهاى قدیم بحث می‌کردند که آیا گرفتن دست دختر نامحرمى گناه است یا نه ولى امروز از دست دادن چنین فرصتى را گناه می‌دانند.

ویل دورانت ( درگذشته ۱۹۸۱ م )، لذات فلسفه ( ۱۹۲۹ م )