این فتنه ها ز داغ پیمبر شروع شد…

توسط: موسوی

این فتنه ها ز داغ پیمبر شروع شد
از صحنه ی شکستن یک در شروع شد

وقتی چهل نفر به درخانه می زدند
درد شدید پهلوی مادر شروع شد

می خواست تا دفاع کند از علی، ولی
باران تازیانه به کوثر شروع شد

پا در میان گذاشت غلاف و بهانه شد
تا خون سرخ بال کبوتر شروع شد

افتاد کنج بستر و دیگر مریض شد
ازاین به بعد،روضه ی دختر شروع  شد

دستی رسید و صورت مادر کبود شد

اینبار روضه از سوی دیگر شروع شد

 چندیست روی مادرخود را ندیده ام!
دیگر بهانه های برادر شروع شد

کم بود داغ محسن و از هر کجای شهر
زخم زبان و طعنه به حیدر شروع شد

وقتی امان فاطمه را زخم ها برید
دیگر وصیت شب آخر شروع شد

 جای کفن به بی کفنی پیرهن رسید
تا درد روضه ها دو برابرشروع شد

درقتلگاه سینه زنان دید مادری
سر می بُرند و خنده لشگر شروع شد

 چشم طمع به پیرهن پادشاه خورد
در اوج روضه غارت پیکر شروع شد

این روضه ها تمام شد و روضه ای جدید
اینبار با اسیری خواهر شروع شد

مهدی نظری