أهکذا یصنع بابنة النبی / حرصا على الملک فیا للعجب

توسط: موسوی

… پس عمر به ابوبکر گفت: «بیا به نزد فاطمه س برویم، چرا که او را از خود غضبناک کرده‌ایم.»
پس با هم به نزد ایشان رفتند و اذن ورود خواستند از حضرت فاطمه س ، ولی به آن‌ها اذن نداد. پس نزد علی ع رفتند و با او صحبت [از شفاعت نزد صدیقه طاهره س] کردند و آن حضرت آن‌ها را نزد حضرت زهرا س برد. به محض ورود نزد حضرت زهرا س، حضرت رویشان را از ایشان به سوی دیوار برگرداندند و سلام آن‌ها را نیز بی‌پاسخ گذاردند، پس ابوبکر شروع به صحبت کرد…
حضرت زهرا س فرمود: «آیا اگر حدیثی از رسول خدا ص برایتان بخوانم، آن را تصدیق کرده و بدان ملتزم خواهید شد؟»

گفتند: «بله!»
فرمود: «شما را به خدا قسم می‌دهم، آیا از پیامبر خدا ص نشنیدید که می‌فرمود “رضایت فاطمه از رضایت من و ناراحتی او از ناراحتی من است؟ پس هرکه فاطمه دختر مرا دوست بدارد مرا دوست داشته، هر که او را شاد کند مرا شاد کرده و هرکه او را بیازارد مرا آزرده است؟”»
گفتند: «بله این حدیث را از پیامبر ص شنیده ایم.»
فرمود: «پس همانا من خدا و ملائکه‌اش را شاهد می‌گیرم که شما مرا آزار دادید و از خود خوشنود نساختید، و قسم می‌خورم که هرگاه نزد پیامبر ص روم از شما شکایت کنم.»
پس ابوبکر گفت: «من به خدا پناه می‌برم از ناخشنودی ایشان و شما» و شدیدا صدایش به گریه بلند شد، گویا می‌خواست جان دهد، و در همان حال حضرت زهرا س می‌فرمود: «بخدا سوگند در هر نمازی که می‌خوانم تو را نفرین می‌کنم.»

… قال عمر لأبی بکر : انطلق بنا إلى فاطمة ، فإنا قد أغضبناها ، فانطلقا جمیعا ، فاستأذنا على فاطمة ، فلم تأذن لهما ، فأتیا علیا فکلماه ، فأدخلهما علیها ، فلما قعدا عندها ، حولت وجهها إلى الحائط ، فسلما علیها ، فلم ترد علیهما السلام ، فتکلم أبو بکر فقال : یا حبیبة رسول الله والله إن قرابة رسول الله أحب إلى من قرابتی ، وإنک لأحب إلی من عائشة ابنتی ، ولوددت یوم مات أبوک أنی مت ، ولا أبقى بعده ، أفترانی أعرفک وأعرف فضلک وشرفک وأمنعک حقک ومیراثک من رسول الله إلا أنی سمعت أباک رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول : لا نورث ، ما ترکنا فهو صدقة ، فقالت : أرأیتکما إن حدثتکما حدیثا عن رسول الله صلى الله علیه وسلم تعرفانه وتفعلان به ؟ قالا : نعم . فقالت : نشدتکما الله ألم تسمعا رسول الله یقول : رضا فاطمة من رضای ، وسخط فاطمة من سخطی ، فمن أحب فاطمة ابنتی فقد أحبنی ، ومن أرضى فاطمة فقد أرضانی ، ومن أسخط فاطمة فقد أسخطنی ؟ قالا نعم سمعناه من رسول الله صلى الله علیه وسلم ، قالت : فإنی أشهد الله وملائکته أنکما أسخطتمانی وما أرضیتمانی ، ولئن لقیت النبی لأشکونکما إلیه ، فقال أبو بکر أنا عائذ بالله تعالى من سخطه وسخطک یا فاطمة ، ثم انتحب أبو بکر یبکی ، حتى کادت نفسه أن تزهق ، وهی تقول : والله لأدعون الله علیک فی کل صلاة أصلیها

ابن قتیبة الدینوری ( م ۲۷۶ هـ )، الامامة والسیاسة

تیتر از سروده مرحوم شیخ محمد حسین اصفهانی