مانند مادر…

توسط: موسوی

داوود بن مبارک می گوید در راه بازگشت از سفر حج، بر عبد الله بن موسی بن عبد الله بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب ( علیهما السلام ) وارد شدیم و از او سوالاتی پرسیدیم. من از او پرسیدم: «درباره ابوبکر و عمر چه می‌گویی؟»
پاسخ داد: «همان پاسخی را می‌دهم که جدم عبدالله بن حسن در جواب این سوال گفت: “مادر ما صدیقه بود، دختر پیامبر خدا ص بود، در حالی از دنیا رفت که بر جماعتی غضبناک بود، ما هم به مانند مادر بر آن‌ها غضبناکیم.”»

 نویسنده کتاب [ ابن ابی الحدید ] می‌گوید: یکی از شاعران حجازی آل ابی طالب ع – که نامش را فراموش کردم – این مضمون را چنین سرود:

ای عمر اندکی درنگ کن! تو کی توانایی چنان جسارتی را داشتی اگر رحلت [ پیامبر ص ] نبود؟
آیا ممکن است بتول س غضبناک شهید شود و ما راضی باشیم؟ هیچگاه فرزندان با اصالت چنین نمی‌کنند. 

قال أبو بکر [ أحمد بن عبد العزیز ] : وحدثنی المؤمل بن جعفر ، قال : حدثنی محمد بن میمون ، قال : حدثنی داود بن المبارک ، قال : أتینا عبد الله بن موسى بن عبد الله بن حسن بن حسن بن علی بن أبی طالب علیه السلام ونحن راجعون من الحج فی جماعة ، فسألناه عن مسائل ، وکنت أحد من سأله ، فسألته عن أبی بکر وعمر ، فقال : أجیبک بما أجاب به جدی عبد الله بن الحسن ، فإنه سئل عنهما ، فقال : کانت أمنا صدیقة ابنة نبی مرسل ، وماتت وهی غضبى على قوم ، فنحن غضاب لغضبها . 
قلت : قد أخذ هذا المعنى بعض شعراء الطالبیین من أهل الحجاز ، أنشدنیه النقیب جلال الدین عبد الحمید بن محمد بن عبد الحمید العلوی ، قال ، أنشدنی هذا الشاعر لنفسه – وذهب عنى أنا اسمه – قال :

یا أبا حفص الهوینى وما
کنت ملیا بذاک لولا الحمام

أتموت البتول غضبى ونرضى ؟
ما کذا یصنع البنون الکرام

یخاطب عمرو یقول له : مهلا ورویدا یا عمر ، أی أرفق وائتد ولا تعنف بنا . وما کنت  ملیا ، أی وما کنت أهلا لان تخاطب بهذا وتستعطف ، ولا کنت قادرا على ولوج دار فاطمة على ذلک الوجه الذی ولجتها علیه ، لولا أن أباها الذی کان بیتها یحترم ویصان لأجله مات ، فطمع فیها من لم یکن یطمع . ثم قال : أتموت أمنا وهی غضبى ونرضى نحن ! إذا لسنا بکرام ، فإن الولد الکریم یرضى لرضا أبیه وأمه ویغضب لغضبهما . 

ابن أبی الحدید ( م ۶۵۶ هـ ) ، شرح نهج البلاغة