تصفیه یا تذکیه دین مبین؟

توسط: موسوی

حمله ویرانگرانه وهابی‌ها به کربلا، به اطلاع سلطان روم (پادشاه عثمانى) و پادشاه عجم (فتحعلى شاه) مکرر مى‏رسید ولى کسى از ایشان اقدامى نمى‏کرد و لذا عبدالعزیز وهابى دلیر گشته، به تقلید پیامبر خاتم(ص) به دعوت سلاطین عالم، نامه‏ها ارسال ساخت، چنانچه ترجمه نامه‏اى که به پادشاه ایران نوشته، در این مقام ثبت است:

«اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ، بسم الله الرحمن الرحیم

من عبدالعزیز امیر المسلمین الى فتحعلى شاه ملک عجم

آنکه چون بعد از رسول خدا، محمد بن عبدالله(ص) شرک و بت‏پرستى در امت‏شیوع یافته بود چنانچه مردم بقعات کربلا و نجف، پیش قبور که از سنگ و گل ساخته ایشان است، به خاک مى‏افتند و سجده کرده عرض حاجات مى‏دارند، این اضعف عبادالله چون مى‏دانست که سیدنا على و حسین، به این افعال راضى نیستند، کمر همت‏ به تصفیه دین مبین بسته، به توفیق حق تعالى نواحى نجد و اکثر بلاد عرب را از آلایش‌ها پاک ساخت، خدمه و سکنه کربلا و نجف که بنابر اغراض نفسانى، منع‏پذیر نبودند، صلاح منحصر در فنا و اعدام ایشان دانست، لهذا فوجى از غزات به کربلا فرستاده چنانچه معلوم شده باشد، سزاى لایق بدیشان داده شد. اگر ملک عجم هم بدین عقیده بوده باشد، باید از آن توبه کند، زیرا که هرکس بر شرک و کفر، اصرار ورزد بدو آن خواهد رسید که به سکنه کربلا رسید والسلام على من اتبع الهدى.»

میرزا ابوطالب اصفهانی، مسیر طالبى (سفرنامه میرزا ابوطالب خان، ۱۲۱۸ – ۱۲۱۳ ه. ق.)

پ.ن: برای اطلاع از حمله وهایبون به کربلا بنگرید: اینجا