خون چو آلوده شود، پاک به نشتر گردد

فلک، ای دوست، ز بس بیحد و بیمر گردد بد و نیک و غم و شادی همه آخر گردد ز قفای من و تو، گرد جهان را بسیار دی و اسفند مه و بهمن و آذر گردد من و تو روزی از پای در افتیم، ولیک تا بود روز و شب، این گنبد اخضر گردد […]