عروس

پسرک دوچرخه‌سوار به سرعت از کنار دخترک دانش‌آموز رد می‌شد و می‌پرسید: «عروسِ مادر من می‌شی؟» دخترک هرگز به این سوال پاسخ نمی‌داد. سکوت علامت رضا بود؛ این را هر دو می‌دانستند. پسرک درهفده سالگی به جبهه رفت و در چهل و دو سالگی ِ دخترک بازگشت و در قبرستان شهر کوچک آرام گرفت. فردای […]