ای که گفتی « فمن یمت یرنی » …

حسین بن عون گوید که: من به عیادت سید حمیرى رفتم در بیمارى‌ای که در آن وفات کرد و دیدم که در حال جان سپردن است و نزد او جماعتى از همسایه‏هاى او که عثمانى بودند حاضر بودند. او مردى‏ خوش‌چهره، گشاده‌پیشانى و چهارشانه بود، ولی ناگهان در آن لحظه در چهره او نقطه سیاهى […]