آرزوی گوسفند بودن!

ابوبکر گفت: به خدا قسم دوست داشتم قوچی بودم که صاحبانم مرا پروار می‌کردند و چون به بیشترین حد از چاقی و پرواری می‌رسیدم مرا سر می‌بریدند، پس قسمتی از من را کباب و قسمت دیگرم را نمک‌سود می‌کردند، سپس مرا خورده و بصورت مدفوعی در آبریزگاه می‌انداختند، و از ابتدا مرا انسان خلق نکرده […]