شتات

جسته گریخته‌هایی از لابلای متون

موضوع: گفته‌ها

خمودی و فروماندگی ذهن

بر طالب علم لازم است که لغو و بیهوده در کردار و گفتار و خواندن را ترک گوید، پس هرگاه در خود کسالت و در دل خستگی احساس کرد، به گونه ای که او را از مسائل علمی مانع است، آن را چنان که در احادیث آمده، با لطیفه‌هایی حکمت آمیز آسودگی بخشد، و به بازی‌های گناه آلود […]

چون گدا کاهل بود…

أقول : سألنی بعض أهل الدین فقال : ما یظهر لی زیادة انتفاع بمنع الشیاطین ، لأننی أرى الحال التی کنت علیها من الغفلة قبل شهر رمضان ، کأنها على حالها ما نقصت بمنع أعوان الشیطان . فقلت له : یحتمل ان الشیاطین لو ترکوا على حالهم فی اطلاق العنان کانوا یحسدونکم على هذا شهر […]

امام سیزدهم

بارى، آن مرد بزرگ در منطق شیعه، معصوم نیست و مانند یکى از مجتهدین دگر جائز الخطا مى‏ باشد و چون مُقِرّ و مُعترِف به امام زمان- عجَّل الله تعالى فرجه ‏الشَّریف- است لهذا مُقرّ و معترف به وجود امام است، که الآن زنده و غائب است. و در این صورت چگونه ایشان لقب امام […]

کوری سر از دریچه به درآورد

یکی که بر سر بام اشتری را نمی بیند می گوید که “من سوراخ سوزن را دیدم و رشته گذرانیدم” خوش گفته اند آن حکایت را که خنده ام از دو چیز آید: یکی آنکه زنگی سرهای انگشت سیاه کند یا کوری سر از دریچه به درآورد. فیه ما فیه

مقاصد الصوفیة

قلت : للصوفیة مقصدان ، أحدهما مقدمة الأخرى . الأول : تهذیب النفس ، وتصفیتها عن الکدورات والظلمات ، وتخلیتها عن الرذائل والصفات القبیحة ، وحفظها عما یظلمها ویفرقها ویقسیها ، وتحلیتها بالأوصاف الجمیلة ، والکمالات المعنویة ، وهذا یحتاج إلى معرفة النفس والقلب إجمالا ، ومعرفة الصفات الحسنة والقبیحة ، ومبادئها وآثارها ، وما […]

مرد آخر بین مبارک بنده ای‌ است

بعضی اول نگرند و بعضی آخر نگرند. اینها که آخر نگرند عزیزند و بزرگند، زیرا نظرشان بر عاقبت است و آخرت. و آنها که به اول نظر می کنند ایشان خاص ترند، می گویند: چه حاجت است که به آخر نظر کنیم؟ چون گندم کشته اند در اول، جو نخواهد رستن در آخر؛ و آن را […]

ومن کتاب النهدی باسناده إلى أبی بصیر عن أبی عبد الله علیه السلام قال : قال رسول الله صلى الله علیه وآله : أیسر ما افترض الله على الصائم فی صیامه ترک الطعام والشراب . أقول : فانظر إلى قول النبی صلى الله علیه وآله : ان أیسر واجبات الصوم ترک المطعوم والمشروب ، وأنت […]

هذیان

 فاعلم أن النیّة المعتبرة مطلقا هی عبارة عن انبعاث النفس و میلها و توجهها إلى ما فیه غرضها و مطلبها عاجلا و آجلا و هذا الانبعاث و المیل إذا لم یکن حاصلا لها قبل فلا یمکنه اختراعه واکتسابه بمجرّد النطق باللَّسان أو تصویر تلک المعانی بالجنان هیهات هیهات بل ذلک من جملة الهذیان . مثلا […]

آینه

اکنون این قوم که بر ِ ما می‌آیند اگر خاموش می‌کنیم ملول می‌شوند و می‌رنجند، و اگر چیزی می‌گوییم لایق ایشان می‌باید گفتن، ما می‌رنجیم. می‌روند و تشنیع می‌زنند که از ما ملول است و می‌گریزد. هیزم از دیگ کِی گریزد؟ الّا دیگ می‌گریزد، طاقت نمی‌دارد. پس گریختن آتش و هیزم، گریختن نیست بلکه چون […]

اعوان ظلمه

خیاطی از عبدالله بن مبارک پرسید: «من برای سلاطین لباس ‌میدوزم، ترس آن می‌رود که یاور ستمگران به شمار آیم؟» پاسخ داد: «یاور ستمگران کسی است که به تو نخ و سوزن می‌فروشد، اما تو خود از جمله ستمگرانی!» قال خیاط لابن المبارک : أنا أخیط ثیاب السلاطین فهل تخاف علی أن أکون من أعوان […]

کأنهم قد أمنوا عذابه…

…و صحیح آن است که حضرت زهرا س درحالی از دنیا رفت که بر ابوبکر و عمر غضبناک بود و وصیت فرمود که آن دو بر ایشان نماز نخوانند. ولی این مسئله نزد اصحاب ما از جمله اشتباهات بخشیده شده آن دو است، هرچند برای آن‌ها بهتر بود که آن حضرت را تکریم و به […]

در تکریم سادات

« فاطمة بضعة منی فمن أغضبها أغضبنی » سمهودی در شرح این حدیث چنین می‌گوید: «و روشن است که اولاد حضرت زهرا س پاره تن آن حضرتند، پس بواسطه ایشان، پاره تن رسول خدا ص هم میشوند و چنین بود که وقتی ام الفضل در خواب دید که پاره ای از جسم پیامبر ص در […]

عجیب‌‌ترین خوی آدمی

عجیب‌‌ترین خوی آدمی این است که می‌داند فعلی بد و آسیب رسان است، اما آن را انجام می‌دهد و به کرات هم. هر آدمی، دانسته و دانسته، به نوعی در لجاجت و تعارض با خود بسر می‌برد، و هیچ دیگری ویرانگرتر از خود آدمی نسبت به خودش نیست.  محمود دولت‌آبادی، سلوک

فضل النیروز

وأما غسل یوم النیروز فعلى المشهور بین المتأخرین بل لم أعثر على مخالف فیه لخبر المعلى بن خنیس عن الصادق ( علیه السلام ) المروی عن المصباح ومختصره ” إذا کان یوم النیروز فاغتسل ” إلى آخره . وفی خبره الآخر عن الصادق ( ع ) المروی على لسان الشیخ الجلیل الشیخ أحمد بن فهد فی مهذبه حکاه […]

غارت

«طی قرن‌ها، چپاول از سوی ارتش مهاجم در جنگ، امری طبیعی بوده است. امروزه، حداقل در کشورهای متمدن‌تر، ما به نیروهای نظامی اجازه نمی‌دهیم بر سر غنایم شورش کنند. ما چپاول و غارت را به کت و شلوارپوش‌ها وا می‌گذاریم و از این به بعد آن را “غارت” نه، بلکه “توسعه اقتصادی” می‌نامیم.» (برایان ویتکر، […]