شتات

جسته گریخته‌هایی از لابلای متون

موضوع: شعر

مانند مادر…

داوود بن مبارک می گوید در راه بازگشت از سفر حج، بر عبد الله بن موسی بن عبد الله بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب ( علیهما السلام ) وارد شدیم و از او سوالاتی پرسیدیم. من از او پرسیدم: «درباره ابوبکر و عمر چه می‌گویی؟» پاسخ داد: «همان پاسخی را می‌دهم […]

آقای من! امسال هم جای تو خالی‌ست…

عید جدیدی آمد و آغاز سالی‌ ست آقای من! امسال هم جای تو خالی‌ ست وقتی که لب می‌خندد و دل غرق آه است یعنی که بی تو عیدهای ما خیالی‌ ست ما غائبیم از محضرت که روسیاهیم  آثار با خورشید پیوستن زلالی ‌ست چشمان تو از غصه های ما پر از اشک  اوقات ما […]

مانده ام بین رفتن و ماندن…

نه جسارت نمی کنم اما، گاه من را خطاب کن بانو چیزی از دیگران نمی خواهم، تو مرا انتخاب کن بانو در کنار تو قطره ام اما، تو مرا رهسپار دریا کن در کنار تو ذره ام اما، تو مرا آفتاب کن بانو دل به هر سو که می رود بسته است، دیگر از دست […]

محرم لاهوت

باز کمندی فکند جعد مجعد آهوی طبع مرا کرد مقید سر حقیقت از آن پیر طریقت آیه رحمت از آن رحمت بی حد عین معارف لسان الله ناطق الحسن بن علی بن محمد عسکری آن شاه اقلیم ولایت کش همه عالم بود جند مجند بسمله مصحف عالم امکان نقطه بائیه نسخه سرمد فالق صبح ازل […]

شانه‌های تو برای گریه‌های روزگار…

خسته‌ای مانند بال زخمی پروانه‌ای یا پرستو در مسیر جستجوی لانه‌ای  خسته‌ای مرغ مهاجر! خسته از کوچ ابد پس کجا آرام گیری در دل کاشانه‌ای؟ مقصد این جاده‌ها دور است بی‌وقفه مرو! چند شب رختی بیفکن در مسافرخانه‌ای آن طرف‌ها هیچکس بی‌تاب دیدار تو نیست آشنایانت همه در هیأت بیگانه ای… شانه‌های تو برای گریه‌های […]

زنـده‌ام گاه و گاه می‌میرم…

آه، ایـن روزها که می‌گـذرد، زنـده‌ام گاه و گاه می‌میرم مرگ بد نیست، کاش می‌گفتی به کدامین گناه می‌میرم گفتــه بودند زنـدگی خوب است؛ گاه بنشیند و بسوزاند این منم-جـان شعـله ور شده‌ای – که در آغاز راه می‌میرم هر گلی بود بر سرم زده است، دست تقدیر را چه باید کرد از دو چشم […]

و چای دغدغه عاشقانه خوبیست

دعینی أصبُّ لکِ الشایَ، أنتِ خرافیَّةُ الحسن هذا الصباحَ، وصوتُکِ نَقْشٌ جمیلٌ على ثوب مراکشیَّهْ وعِقْدُکِ یلعبُ کالطفل تحت المرایا.. ویرتشفُ الماءَ من شفة المزهریَّهْ دعینی أصبُّ لکِ الشایَ، هل قلتُ إنِّی أُحبُّکِ؟ هل قلتُ إنِّی سعیدٌ لأنکِ جئتِ.. وأنَّ حضورَکِ یُسْعِدُ مثلَ حضور القصیدَهْ ومثلَ حضور المراکبِ، والذکریاتِ البعیدَهْ..   بگذار برایت چای بریزم […]

بعض النواصب!

وهنا لطیفة مناسبة للمقام یعجبنی ذکرها وهو : إنّ الشیخ صالح بن حسن سأل عن الشیخ الأجلّ بهاء الملَّة والدّین قدّس اللَّه روحه وقال : ما قول سیدی وسندى فی هذه الأبیات لبعض النواصب فالمأمول أن تشرفوا بجواب منظوم یکسر سورته : أهوى علیا أمیر المؤمنین ولا أرضى بسبّ أبی بکر ولا عمرا ولا أقول إذا […]

کافر زده خنده بر مسلمانی ما…

ای عقل خجل ز جهل و نادانی ما درهم شده خلقی ز پریشانی ما بت در بغل و به سجده پیشانی ما کافر زده خنده بر مسلمانی ما شیخ بهایی، رباعیات

آخرت یزید

خشکید و کویر لوت شد دریامان امروز بد و از آن بتر فردامان زین تیره دل دیو صفتْ مشتی شمر چون آخرت یزید شد دنیامان مهدی اخوان ثالث

تو همان طفلی که نقاشیش کفتر بود و صحن…

چشم می بندی و بغض کهنه ات وا می شود تازه پیدا می شود آدم که تنها می شود دفتر نقاشی آن روزها یادش بخیر راستی! خورشید با آبی چه زیبا می شود توی این صفحه؛ بساط چایی مادربزرگ… عشق گاهی در دل یک استکان جا می شود… زندگی تکرار بازی های ما در کودکی […]

خطی کشید روی تمام سوال‌ها تعریف ها معادله ها احتمال‌ها خطی کشید روی تساوی عقل و عشق خطی دگر به قاعده‌ها و مثال‌ها خطی دگر کشید به قانون خویشتن قانون لحظه‌ها و زمان‌ها و سال‌ها از خود کشید دست و به خود نیز خط کشید خطی به روی دفتر خط‌ها و خال‌ها خط‌ها به هم […]

میخ آهنین در سنگ

یکی را از وزرا پسری کودن بود. پیش یکی از دانشمندان فرستاد که مرین را تربیتی می‌کن مگر که عاقل شود. روزگاری تعلیم کردش و مؤثر نبود، پیش پدرش کس فرستاد که این عاقل نمی‌شود و مرا دیوانه کرد. چون بود اصل گوهرى قابل تربیت را در او اثر باشد هیچ صیقل نکو نداند کرد […]

دلم گرفت…

خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت از فکر اینکه قد نکشیدم دلم گرفت از فکر اینکه بال و پری داشتم ولی بالاتر از خودم نپریدم دلم گرفت از اینکه با تمام پس‌انداز عمر خود حتی ستاره‌ای نخریدم دلم گرفت کم‌کم به سطح آینه برف می‌نشست دستی بر آن سپید کشیدم دلم گرفت دنبال […]

ای که کردی تلف جوانی را…

لیس الشیب من العمر ای که کردی تلف جوانی را وقت پیریت را ز عمر مدان گرچه هر چار فصل از سالست کی بود چون بهار وقت خزان؟ امام علی ع نثر اللآلی از نامعلوم، ترجمه منظوم از یارعلی علانوی تبریزی (سده دهم هجری)