شتات

جسته گریخته‌هایی از لابلای متون

موضوع: شعر

وهنا لطیفة مناسبة للمقام یعجبنی ذکرها وهو أنّ الشیخ صالح بن حسن سأل عن الشیخ الأجلّ بهاء الملَّة والدّین قدّس اللَّه روحه وقال: ما قول سیدی وسندی فی هذه الأبیات لبعض النواصب؟ فالمأمول أن تشرفوا بجواب منظوم یکسر سورته: أهوى علیا أمیر المؤمنین ولا أرضى بسبّ أبی بکر ولا عمرا ولا أقول إذا لم یعطیا […]

فال می گیرم و نمی گیرم پاسخی در خور سوال اما

فال‌مان هرچه باشد باشد … حال‌مان را دریاب ! خیال‌کن حافظ را گشوده‌ای و می‌خوانی: «مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید» یا «قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود» چه فرق ؟ فال نخوانده‌ی تو منم ! محمدعلی بهمنی

ولما مات المعتصم وتولى الواثق الخلافة کتب دعبل ابن علی الخزاعی أبیاتا: الحمد لله لا صبر ولا جلد / ولا رقاد إذا أهل الهوى رقدوا خلیفة مات لم یحزن له أحد / وآخر قام لم یفرح به أحد فمر هذا ومر الشؤم یتبعه / وقام هذا وقام الویل والنکد الخطیب البغدادی (م ۴۶۳ هـ)، تاریخ بغداد

خون چو آلوده شود، پاک به نشتر گردد

فلک، ای دوست، ز بس بیحد و بیمر گردد بد و نیک و غم و شادی همه آخر گردد ز قفای من و تو، گرد جهان را بسیار دی و اسفند مه و بهمن و آذر گردد من و تو روزی از پای در افتیم، ولیک تا بود روز و شب، این گنبد اخضر گردد […]

مجروح خیره گشته ایام تیره گشته

باد صبا درآمد فردوس گشت صحرا آراست بوستان را نیسان به فرش دیبا … بیزارم از پیاله وز ارغوان و لاله ما و خروش و ناله کنجی گرفته مأوا دست از جهان بشویم عزّ و شرف نجویم مدح و غزل نگویم مقتل کنم تقاضا میراث مصطفی را فرزند مرتضی را مقتول کربلا را تازه کنم […]

فصل پاییز، فصل خوبی نیست بی تو اما بهار هم حتی…

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم چو گلدان خالی، لب پنجره پُر از خاطرات ترک خورده ایم اگر داغ دل بود، ما دیده ایم اگر خون دل بود، ما خورده ایم اگر دل دلیل است، آورده ایم اگر داغ شرط است، ما برده ایم اگر دشنه ی دشمنان، گردنیم! […]

“سکوت” پاسخِ خوبی برای عقل نبود / و “عشق” خواست بگوید جوابِ مسئله را

کاشکی می‌شد بدانم، تا کجاها می‌برد این نسیمی کز نفسهای تو، ما را می‌برد کاشکی می‌شد بدانم جاری عشقت مرا، می‌کشاند سوی برکه، یا به دریا می‌برد عشق گاهی اوج را، تا خاک پایین می‌کشد عشق گاهی خاک را، تا اوج بالا می‌برد من کی‌ام؟ ای عشق! آهویی که شیرش می‌درد؟ یا نه، تیهویی که […]

بأسعد طالع عیدت یا من / بطلعته سعادة کل عید

رأیت الهلال على وجهه فلم أدر أیهما أنور سوى أن ذاک بعید المزار وهذا قریب لمن ینظر وذاک یغیب وذا حاضر وما من یغیب کمن یحضر ونفع الهلال قلیل لنا ونفع الحبیب لنا أکثر شهاب الدین أبو الفتح الأبشیهی (م ۸۵۲هـ)، المستطرف فی کل فن مستظرف   مه پاره به بام اگر برآید که فرق کند که […]

پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست

حسرت نبرم به خواب آن مرداب کآرام درون دشت شب خفته ست دریایم و نیست باکم ازطوفان دریا همه عمر خوابش آشفته ست شفیعی کدکنی

مغازلة الأصولی

بگو که عشق گناه است و کن به هجر عذاب بلا بیان مگر ای جان قبیح نیست عقاب؟ حدیث وصل تو آنقدر مبتلاست به ضعف که انجبار نیابد به شهرت اصحاب ندانم آنکه رقیبت ز من چه گفت ولیک تبینی کن اگر می دهد خبر، کذاب به شرح عاشقی از عقل و شرع و عرف […]

چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند معنی کور شدن را گره ها می فهمند سخت بالا بروی، ساده بیایی پایین قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا مردم […]

حبیب لیس یعدله حبیب

حبیبٌ غابَ عن عینی و جسمی و عن قلبی حبیبی لا یغیبُ و چه دردناک است آن که دوستش داری و همیشه در قلب توست پیش چشم هایت نباشد و نتوانی در آغوشش بکشی… امیرالمومنین ع، دیوان

فهل لی إلى من قد هویت سبیل؟

لما دفن علی بن أبی طالب فاطمة ( علیهما السلام ) ، قام على شفیر القبر ، وذلک فی جوف اللیل ، لأنه کان دفنها لیلا ، ثم أنشأ یقول : لکل اجتماع من خلیلین فرقة وکل الذی دون الممات قلیل وإن افتقادی واحدا بعد واحد* دلیل على أن لا یدوم خلیل شیخ صدوق ره، […]

اندرون زهر تریاق آن حفى / کرد تا گویند ذوُ اللُطف الخَفى

وکم لله من لطف خفی * یدق خفاه عن فهم الزکی وکم یسر أتى من بعد عسر * وفرج کربة القلب الشجی وکم أمر تساء به صباحا * وتأتیک المسرة بالعشی إذا ضاقت بک الأحوال یوما * فثق بالواحد الفرد العلی توسل بالنبی فکل خطب * یهون إذا توسل بالنبی ولا تجزع إذا ما ناب […]

کاشان دل کاشی به کاشی فرق دارد

متن غزل ها با حواشی فرق دارد  کاشان دل کاشی به کاشی فرق دارد ما بچه های نسل دریای طهوریم  آب و گل هر ارتعاشی فرق دارد  واضح بود شیر حنین و بدر و خندق  با آن دوتای پست ناشی فرق دارد شیطان دو تا داریم، از انسان و از جن  بنیانگر هر اغتشاشی فرق […]